رادین جانرادین جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

رادین، نفس زندگی

نامه چهل و چهارم .... رادین عزیزم، اولین عیدت مبارک

1391/1/15 2:51
نویسنده : مامانی
139 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم با کلی تاخیر برات مینویسم. امسال اولین عیدی بود که شما در کنار من و بابایی عزیز بودی. خدای مهربون رو شکر میکنم که شما نازنین رو امسال در کنار خودمون داشتیم. لحظه سال تحویل حدودا 8:45 صبح اول فروردین بود. متاسفانه نتونستی در کنار سفره هفت سین باشی، آخه توی یه خواب ناز بودی که دلم نیومد بیدارت کنم و بدخواب بشی. عزیزم، قبل از شروع عید فقط نگران شما بودم که از عید دیدنیها خسته نشی. همون روز اول چند تا مهمون داشتیم و چند تا مهمونی رفتیم که متاسفانه همه مهمونیها رو شما گریه کردی. بعد از چند دقیقه آروم میشدی ولی کاملا مشخص بود که توی جمع راحت نیستی. ولی خوشبختانه از روز دوم بهتر شدی و یه حدود برات عادی شد. عیدی هم سیصد هزار تومان جمع کردی، مبارکت باشه گلم. شکر خدا به سلامتی ایام عید هم گذشت و شما وارد یازدهمین ماه زندگیت شدی. سه چهار روزی میشه که دستهات رو به کابینت ها میگیری و راه میری. نسبت به سابق هم حس کنجکاویت خیلی بیشتر شده و دوست داری همه جا سرک بکشی. عاشق آشپزخانه شدی و مدام اونجا سیر میکنی. فکر میکنم باز قراره دندون در بیاری آخه چند روزیه که مدام دستت رو توی دهانت میکنی و روی لثه ات میکشی .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)